سلام
قبل از هر چیز فرا رسیدن سال نو رو به همه دوستان خوبم تبریک میگم
بعد از یک وقفه چند ماهه دوباره میخوام شروع کنم با این امید که دوستان منو فراموش نکرده باشن.
یادم میاد کلاس جامعه شناسی بود یادش بخیر چه روزهای خوبی بود روزهای دانشجویی.بحث در مورد انتخاب همسر و شرایط انتخاب همسر بود.استاد در ادامه بحث به نکته جالبی اشاره کرد که من تا آخر عمر از یادش نمیبرم
استاد گفت برای انتخاب همسر ممکن است انسان با چهار حالت مواجه بشه:
۱- احساس بله منطق بله ۲-احساس نه منطق نه ۳-احساس بله منطق نه ۴-احساس نه منطق بله
خوب نظر شما چیه؟
استاد میگفت گزینه اول بهترین حالت و گزینه دوم بدترین حالت است ولی بین ۳و۴ چی؟ کدوم بهتره؟
جواب استاد گزینه ۴ بود و اعتقاد داشتند که این نوع ازدواج از لحاظ علمی و تحقیقاتی از موفقترین حالات ازدواج است.
من نمیخوام از دید جامعه شناسانه و علمی به این قضیه نگاه کنم و میخوام طبق معمول قضیه رو خودمونی کنم.
من با نظر استاد موافق هستم و دلائل ایشون رو هم قبول دارم که مثلا شرایط خوب وزندگی راحت و محیط آرامتر حتی میونه باعث به وجود آمدن عشق بین طرفین بشه و در مقابل اختلاف نظر و وضع نا مساعد زندگی و تفاوتهای خانوادگی و.... هر چقدر هم عشق بین طرفین باشه میتونه زمینه ساز کدورت و دوری و نهایتا شاید جدایی رو دربر داشته باشه.
من همه این دلائل رو قبول دارم ولی یک نکته رو نمیتونم درک بکنم و اون تجارت با ازدواجه !آره درسته تجارت!الان ما ازدواجهای زیادی رو میبینیم که پولها با هم ازدواج میکنن نه دختر و پسر!دختر منتظره یک خواستگار پولدار حداقل همسطح خودشون و پسر هم دنبال یک پدر زن پولدار میگرده و پیوند اسکناسها بعد از مدتی کوتاه بسته میشه.
این نوع ازدواجها میتونه از نوع چهارم باشه یعنی دو طرف علاقه خاصی به هم ندارن یا بهتر بگم اون چیزی که همیشه تو رویاهاشون بهش فکر میکردن نباشن ولی وضع خوب مالی همه چیز رو تحت الشعاع خودش قرار میده و اینجاست که منطق میگه همین کار رو انجام بده چون شرایط خوب زندگی و رفاه مالی پیش روی انسان قرار میگیره پس خیلی راحت بله رو به هم هدیه میکنن.
اما حتما دیدید شاید بیشتر توی فیلمها که پسر فقیر یا کم درآمد عاشق یک دختر پولدار میشه و هر چه توی سر خودش میزنه پدر و خانواده دختر راضی نمیشن و بعد یک پسر پولدار میاد و دختر رو میبره. پسره سر به بیابون میزنه و دختره هم شب عروسی به یاد اون دوست سابقش چد قطره اشک میریزه و همه چیز تموم میشه و میره با پسر پولداره چون منطق میگه بااون خوشبختری!
من خودم معتقد به این هستم که ثروت سهم بسزایی میتونه در زندگی داشته باشه و توی این زمونه بی پولی نمیتونه توجیه خاصی داشته باشه حتی اگه انسان نهایت تلاش خودش رو هم برای پولدار شد انجام بده ولی این که یک دختر یا یک پسر به جرم بی پولی به عشقشون نرسن رو نمیتونم رنگ و روی منطق بهش بدم.
تنها پسرها نیستند که به جرم بی پولی به دختر مورد علاقشون نمیرسن !چه بسیار دخترهایی هم هستند که مجرم طلقی میشن و جرم اونا هیچ چیز نیست جز درد بی پولی! چرا؟ چون خانواده پسر هم راضی نمیشن به اصطلاح از یک خانواده ضعیف جامعه(از لحاظ مالی) دختر بگیرن! و در این بین تنها کسانی که متضرر میشن دختر و پسری هستند که چه آرزو ها با هم در ذهن میپروروندن!
وقتی خانواده ها همچین طرز فکری دارن به دختر و پسر ایرادی نیست که چرا عشقشون رو به پول فروختن چون از سوی خانواده مجبور به این کار شدن ولی اگر دختر یا پسری به امید پولدار شدن یا پولدارتر شدن دست از معشوق بکشن باید به حالشون از ته دل افسوس خورد .
باز هم میگم نظر شخصی من اینه که زندگی بی پول نمیتونه در این زمونه زیاد جالب باشه و این جمله که عاشق که باشی حاظری تحت هر شرایطی با معشوق بسازی رو نمیتونم در شرایط فعلی قبول کنم ولی فروش عشق به قصد پولدار شدن رو هم قبول ندارم چه از طرف خانواده باشه چه از طرف دختر یا پسر!
اختلاف سطح فرهنگ خانواده ها رو عاملی برای سست شدن بنیان خانواده ها میدونم ولی اختلاف سطح مالی رو دلیلی برای عدم پیوند دو نفر نمیدونم .چون اعتقاد دارم فرهنگ در وجود آدمه و در طول زندگی فرهنگ چگونه زندگی کردن یک نفر شکل میگیره و تغییر دادن اون کار ساده ای نیست ولی هر کسی در هرزمان چه با فرهنگ بالا چه پایین چه خوب چه بد میتونه پولدار باشه یا بشه.
پس اگر فرهنگها با هم همخوانی داشته باشن! پول خرج کردن که کاری نداره! داره؟ پس پسر پولدار اگه دختر بی پول بگیره به واسطه پسر دختر هم پولدار میشه و بلعکس.ولی نکته اینجاست که دیگه خبری از افزایش سرمایه نیست!
نکته آخر اینکه پول ممکنه خوشبختی بیاره ولی فرهنگ نمیاره و نشانه بارزش افراد به قول معروف تازه به دوران رسیده ای هستند یکهو تقی به توقی خورده و پولدار شدن و فکر میکنن که از همه برتر هستند در حالی که حتی بلد نیستند این پولها رو خرج کنن.
من به عنوان یک پسر اعتقاد دارم که تا زمانی که فرد نتونه یک زندگی مطلوب از هر لحاظ بخصوص مالی فراهم کنه نباید ازدواج کن اما با ازدواج به قصد پولدار شدن مخالفم.
شما چی فکر میکنید؟
لینک
|
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 14:35 توسط امیر |

سلام
فرا رسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین رو به تمام عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میکنم.
لینک
|
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 14:12 توسط امیر |
سلام
امروز میخواستم یک مطلب دیگه بنویسم ولی هر چی فکرشو کردم نتونستم از از اقدام تروریستی روز سه شنبه که در شهر عشق اهواز اتفاق افتاد بگذرم و چیزی ننویسم .
آره روز سه شنبه صبح اهواز یکپارچه غم بود غم از دست دادن عزیزانی بیگناه که صبح که از خواب بیدار شدن فکرشو هم نمیکردن که غروب سه شنبه رو نمیبینن ولی ما غم انگیز ترین غروب رو در فراق اونا تجربه کردبم.این فاجعه در حدود ساعت ۱۰ صبح در اثر بمبگذاری در بانک سامان واقع در کیانپارس جنب بازار مرکزی کیانپارس که به قول خودمون با کلاس ترین مجتمع تجاری اهوازه اتفاق افتاد .در مورد تعداد کشته شده ها و مجروحین هنوز بعد از گذشت ۲ روز خبرهای ضد و نقیضی وجود داره ولی آخرین خبرها حاکی از ۶ کشته و حدود ۴۰ زخمی میباشدکه حال ۲ نفر آنها وخیم اعلام شده است . البته به فاصله ۳۰ دقیقه بعد از این انفجار ۱ بمب دیگر در اداره کل منابع طبیعی اهواز واقع در بلوار گلستان جنب ساختمان ۵ طبقه سازمان آب و برق خوزستان منفجر شد که خوشبختانه تلفات جانی نداشت ولی ۸ نفر از هم میهنانمان زخمی شدند.
واقعا خودمونیم این افراد پست فطرت که خودشون هم نمیدونن هدفشون چیه با این کارها میخوان چی رو اثبات کنن؟با کشته شدن این عزیزان چه چیزی دست گیر اونا شده جز داغدار کردن چندین خانواده؟
دیروز از شبکه خوزستان گزارشی از خانواده های این گلهای پرپر شده پخش شد در یکی از این گزارشها گزارشگر با یک پسر بچه ۳الی۴ ساله صحبت کرد که مادر و خواهرش رو از دست داده بود.گزارشگر پرسید میدونی مامان و خواهرت کجا هستند؟اون هم در عالم بچگی گفت مادرم تهرانه خواهرم هم شیراز.آخه یکی نیست بگه تا کی این مادر میتونه تهران باشه بالاخره باید یک روز برگرده یا نه؟
دیدن ساختمان سوخته بانک سامان که بدون شک یکی از زیباترین ساختمانهای اهواز بود دل هر کسی رو به درد میاره چه برسه به دید دل سوخته بازمانده های فاجعه اهواز.
امروز صبح پیکر این نازنینان بر روی دستان مردم با صفای اهواز تشییع شد. حظور میلیونی مردم اهواز در این مراسم نشانی دیگر بر اتحاد ملت ایران بود برای مبارزه با تروریسم.
در پایان من این فاجعه رو به تمام مردم ایران عزیز به خصوص همشهریان داغ دیده ام تسلیت میگویم.
شاد باشید
لینک
|
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 0:28 توسط امیر |
سلام به همه دوستان عزیز
قبل از هر چیز فرارسیدن سال نو میلادی و کریسمس رو به تمام شما دوستان بخصوص ارامنه عزیز و کلیه پیروان عیسی مسیح(ع)تبریک و شادباش عرض میکنم.
دیدید بعضی ها وقتی باهاشون صحبت می کنید میگن آره من فقط باهاش حرف می زنم بود و نبودش هم برام فرقی نداره.نه بابا من حوصله عشق و عاشقی رو ندارم خودم هم نمیدونم چطوری شد که قبولش کردم اصلا رابطه ما با بقیه رابطه ها فرق داره . و....
آره این دوستان میخوان با این صحبتها (بخصوص دخترها) بگن که به قول خودشون اهل این حرف ها نیستند و به قول معروف bf ندارن و فقط به چشم یک دوست معمولی مثل برادر به طرف نگاه میکنن و قصدشون اینه که به این صورت بگن که مثلا دخترهای خوبی هستند .
شایدخیلی ها تا حالا این کار رو انجام نداده باشن ولی تو ذهنتون این باشه که برای مثلا توجیه خودشون از این حربه استفاده کنن تا وقتی درآینده ازدواج کردن پیش همسرشون عذاب وجدان نداشته باشن که قبلا با یک نفر رابطه داشتن.به خدا این طور فکر کردن خیلی خنده داره .
من خودم این مسئله رو با دوتا چشام دیدم که میگم ولی من میخوام بگم که اولا اون دوستی که من ازش همیشه حرف میزنم اصلا به نظر من بد نیست و حاظرم با هر کسی در این زمینه بحث کنم دوما این دوستان ظاهرا محترم که خودشون رو بالاتر و پاکتر از افراد به قول معروف bf دار میدونن باید خدمتشون عرض کنم که رابطه بی عشق کثیف و ناپاکه نه رابطه عشقولانه ۲ نفر.
من شخصا زمانی رابطه دختر و پسر رو مجاز میدونم که واقعا ۲ طرف عاشقونه به هم علاقه مند باشن و این حس عاشقیه که اونا رو از هر چیزه بده دور نگه می داره .مگه میشه آدم به عشقش خیانت بکنه یا باعث ناراحتی و سرافکندگی عشقش بشه؟نه اصلا ولی رابطه بی عشق یک رابطه ۱۰۰٪ حیوانی .
شخص عاشق اگه هم به خاطر برقراری رابطه با جنس مخالف مورد شماتت قرار بگیره میتونه پاک بودن و خالص بودن عشقشو با علاقه ای که به طرف مقابل داره اثبات بکنه که تنها دلیلش از دوستی دوست داشتن طرف مقابله و بس.ولی کسی که عاشق نیست و ادعای پاکی میکنه چطور میخواد جوابگو باشه؟اصلا به چه دلیل با کسی رابطه برقرار میکنه اگه کاره بدیه؟آها نکنه رابطه برقرار میکنن تا شاید عاشق بشه؟یا به خاطر اینه که طرف مقابل دلش نشکنه؟نه نه نه اینها دلیل نمیشه. کسی که بدون علاقه به طرف مقابل حاظر به دوستی میشه میتونه هر خصلت بدی رو هم همراه خودش داشته باشه .
پس اگه کسی بخواد واقعا بی عشق با کسی رابطه برقرار کنه باید بدونه که اینجوری نه تنها بری از گناه نمیشه و پاک میمونه بلکه نزد عامه مردم به عنوان انسان بد طلقی میشه حتی اگه واقعا پاکترین انسان هم باشه و اگه هم با این حرفها قصد پوشش کارشون رو دارن بدونن که اینجوری به جز ضرر چیزی عایدشون نمیشه.
پس اونایی که واقعا پاک هستید و نمیخواین اسم هیچ کسی روتون باشه نه با برقراری رابطه با کسی با احساسات اون شخص بازی کنید و اگه واقعا به بد بودن این روابط اعتقاد دارید خودتون رو حفظ کنید و بیخودی اینقدر زحمت دروغ گفتن به خودتون ندید.از قدیم هم گفتن در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه بست.
با احترام برای همه دختر خانمهای گل سرزمینم ایران عزیز امیدوارم که از من دلخور نشده باشید چون روی صحبت من با کسانی بود که مسلما خود شما نازنینان هم دل خوشی ازشون ندارین.
شادکام باشید
لینک
|
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 2:20 توسط امیر |
با سلام به همه دوستان بالاخره بعد از ۱ ماه دوباره اومدم
اون روزا که سن من کمتر از ۱۸ بود به خدا مثل الان نبود لا اقل به شدت الان نبود!قبل از اون هم خیلی کمتر!
باز هم میگم من اصلا قصد ندارم در مورد درست بودن یا نبودن روابط دختر و پسر صحبت بکنم !من میخوام در این مورد بحث کنم که آیا برقراری روابط در این سنها به بازی گرفتن عشق نیست؟و آیااین نوع عاشقی میتونه دوام داشته باشه یا نه؟
شاید تنها مزیت این روابط به روابط با سن بالاتر این باشه که طبیعتا هر چه سن پایین تر باشه دل اون غبار سن بالاتر رو نداره و به قول معروف بچه ها پاک و معصم هستند و حرف راست رو هم باید از بچه شنید برعکس روابط الان در سنهای بالاتر که با دروغ شروع میشه و با دروغ تموم میشه.پس این روابط به واسطه پایین بودن سن طرفین میتونه از جهاتی بخصوص اخلاقی پاکتر باشه اما در مقابل این مسئله نمود پیدا میکنه که چون بچه سال هستند شاید بدون فکر یا به اندازه عقلشون دست به کارهایی بزند که بعدها پشیمونی به بار بیاره!
اما از این موضوع که بگذریم آدم برای هر کاری باید تجربه لازم رو در اون زمینه پیدا بکنه بعد دست به اون کار بزنه .پس برای عاشق شدن هم آدم باید شرایطش رو پیدا کنه نه اینکه به صرف اینکه فهمید دو جنس مخالف به هم تمایل دارم بره gf یاbf پیدا کنه .اصلا اگه درک عشق اینقدر آسون بود که دیگه اینقدر بهش بها نمیدادن !افراد با سن بالا و دارای درک و شعور هم در شناخت عشق گاها دچار مشکل میشن که نمونه بارزش آمار طلاقه که روز به روز هم ماشالا در حال آفزایشه!
پس میتونیم اینطور نتیجه بگیریم که دوستیهای زیر ۱۷-۱۸ سال و بخصوص ۱۴-۱۵ سال فقط یک نوع بازی بچهگانه است و طرفین درگشون از این رابطه مثل یک اسباب بازی جدیده همچون یک عروسک!
حالا اگر هم فرض کنیم این روابط از روی فوران علاقه هم باشه چون این افراد سن و سال پایینی دارن و دور و بر خودشون رو درست ندیدن و با افراد زیادی معاشرت نداشتند به یقین نزدیکه که وقتی بزرگتر شدن و با افراد بیشتری در ارتباط قرار گرفتن در انتخابشون دچار تردید بشن و همچین به دلیل پایین بودن سن شخصیت این افراد کاملا شکل نگرفته و طرفین نمیتونن بگن که فلانی همونه که من میخوام چون این شخصیت فعلی قطعا در گیر و دار زندگی دستخوش تغییر قرار میگیره و اصلا امکان داره تمام افکار و عقاید فرد رو تحت تاثیر قرار بده و اونجاست که این دوستان کوچولو که حالا تقریبا رشد کردن متوجه میشن که فرشته دوران کودکی اون کسی نیست که رویاهاشون رو به حقیقت تبدیل کنه و تصمیم به جدایی میگیرن.
این طبیعی است که هر روز که از سن آدم بگذره چیزهای تازه و انسانهای تازه با افکار متفاوت رو تجربه میکنه پس روز به روز پخته تر میشه و تازه اونجاست که میگه من آمادگی ازدواج رو دارم یا نه! پس چطور یک فرد ۲۵-۳۰ ساله به این نتیجه میرسه که هنوز توانایی اداره یک زندگی رو نداره ولی یک شخص ۱۴-۱۸ ساله میگه من عاشق شدم و قرار ازدواج هم با دلبر میگذاره و گاها اسم بچه هم انتخاب میکنن!
شاهد صحبتهای من ظهرها موقع تعطیلی مدارسه من چیزی نگم بهتره چون خودتون بیشتر در جریان هستیدو دیگر شاهد رومهای مسنجره .یک سر به این رومها بزنید ببینید کسانی که در روم هستند بیشتر چه سنی هستند و تازه فقط هم خواهانه چت با جنس مخالف هستند و دنباله bf یا gf میگردن.البته من مخالف چت کردن نیسم حتی برای این گروه افراد چون خودش یک نوع آشنایی با کامپیوتره ولی قصد آنها برای دوستیابی از نظر من اشکال داره.
شاید همه ما در سن ۱۴-۱۸ عاشق شده باشیم و قطعا عشق اول ما هم بوده و همه به شیرینی عشق اول ایمان داریم .من شخصا برای این حس احترام قائل هستم ولی بیایم یک آمار سر انگشتی بگیریم که چند درصد این این عشقها در سالهای بعد ادامه پیدا میکنن !
به نظر شمابهترنیست که این دوستان بخصوص دخترها ارزش خودشون رو حفظ کنن و تا زمان درک کامل عشق از حراج کردن اون خودداری کنن؟
به نظر من این روابط فقط بازی کودکانه خنده داره و باز هم از نظر من حد اقل سن دوست پیدا کردن ۱۸ سالگیه یعنی زمانی که فرد وارد دانشگاه میشه یا به سربازی میره که تازه آدم میتونه بفهمه اون هم خیلی کم زندگی یعنی چه .البته باید بگم که من هم میدونم عاشق شدن سن و سال نمیشناسه ولی کنترل این حس دست خود آدمه .
پس بیایم با این کارهای بچه گانه ابهت عشق رو پایین نیاریم بلکه به آتشین تر شدن اون کمک کنیم.
شاد باشید.
لینک
|
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 3:33 توسط امیر |
خسته شدم من به خدا از این روزگار بی وفا
آخه تا کی غصه و غم میخواد بشینه تو دلا
من به خدا خسته شدم دیگه نمیخوام بمونم
همش شده رویای من کی سر میاد دنیای من
نمیخوام نه نمیخوام دیگه زندگی کنم
کاش می شد تموم بشه قصه زندگیم
دیگه از خودم بدم میاد! آخه خیلی خودخواهم!
آخه تو رویای شب خوشبختی رو با خود دیدم
آره خیلی خنده داره بودن شیشه و سنگ
با هم و کنار هم حتی تو رویای من
من میخوام فرار کنم حتی از سایه غم
اما انگار نمونده غیر مرگ دوای من!
بیا بیا با هم بریم یک فکر بهتر بکنیم
واسه رهایی از غمها شعر رفاقت بخونیم
بیا!!!!!!!!!!!!!
لینک
|
نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 23:48 توسط امیر |
ای که بودن اسمت جلوه ترانه هامه
منو از خودت نگیر , ببین تازه بهاره
ای که ناز خنده هات معنی صبح سلامه
منو اینقدر تو نرنجون , آخه حیوونی خامه
ای که هر حرف وکلامت وسعت یک دشت پاکه
منو زندونی نکن میونه یک دسته عاشق
میدونم خوب میدونی نمیشه بمونی تنها
آخه صد دل عاشق نشستن تا بدی فرمان
میدونی این دل تنها مونده اینجا توی سرما!
چشم به راه اون شبی که پسه اون باشه گرما!
کی میشه صبحی که شاید بکشی دست نوازش
به سر و وجود این عشق تا که شاید بشه خوشدل
روزا رو شب میکنم به امید دیدن تو
تا که شاید توی رویا بشه بوسید سر و روتو
میخوام از تو باز بخونم !اما نه از غمه دوریت
شده حتی واسه یک بار سر بدم سرود امید
با توام کبوترم ! با تو ای همنفسم ! با تو که وجود تو شده هر تاب و تبم
بیا و مهری بکن ! کمی هم لطف و نظر ! تا که این کویر دل بشه چون تو
سبزه سبز
لینک
|
نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 19:37 توسط امیر |
سلام دوستان خوبین شما؟
وقتی چند نفر با هم قرار میذارن که مثلا فلان کار رو انجام بدن یا انجام ندن یعنی به منظور رسیدن به هدفی خاص با هم , هم پیمان میشن خواه نا خواه یک سری باید ها و نباید ها و یک سری انتظارات متقابل در این میان خودشون رو نشون میدن.مثلا تشکیل یک تیم ورزشی و ازاین قبیل .
وقتی هم ۲ نفر با هم عهد میبندن که تا آخر عمر در کنار هم باشند مسلما دو طرف مجبور به رعایت کردن یک سری مسائل میشن که خودتون بهتر میدونین.
حالا امروز میخوام با اجازتون یه نگاهی به این موضوع داشته باشم که آیا در روابط دوستی gf و bf هم این بایدها و نبایدها ,از سوی طرفین باید رعایت بشه یا نه و اصلا حقی نسبت به هم دارن یا نه؟
باز هم میگم موضوع من دوستیهای پاک بدون حاشیه است و من اصلا کاری به دیگر دوستیها ندارم.
اما این دلیل نمیشه که چون دوستیشون پاکه حتما به توقعات و انتظارات همدیگه ۱۰۰٪ جواب میدن,این حالت وجود داره که شخص برای دوستیشون ارزش قائل باشه ولی به این باید ها و نبایدها نه!خیلی خودمونی بگم منظور من از این باید نبایدها اینه که مثلا کجابره, کجا نره ,با کی بره, با کی نره ,چطور لباس ,بپوشه چطور صحبت کنه ,کی بره ,کی بیاد ,اصلا چت بکنه یا نکنه ,آرایش بکنه یا نکنه ,با دوستاش بره بیرون یا نه و مهمتر از همه موضوع قبلیمون میتونه با کس دیگه هم رابطه داشته باشه یا نه و......
به نظر من اگه واقعا ۲ نفر همدیگر رو دوست داشته باشن مسلما به خواسه های طرف مقابل جواب میدن و دلیلی به اجبار و ... ندارن یعنی اگه هم نظراتشون با هم نخونه به خاطر دوستیشون در مقابل هم کوتاه میان و اگر هم نتونن به انتظارات هم جواب بدن خوب دلیلی به ادامه همچین رابطه ای نیست و بهتره جدایی رو در دستور کارشون قرار بدن و اگر واقعا همدیگر رو میخوان باید یک تجدید نظری با خودشون داشته باشن.
اما مسئله مهم اینه که باید این انتظارات منطقی باشه نه کورکورانه. مسلما هیچ آدم عاقلی به یک سری حرفهای پوچ نمیتونه اهمیت بده و قطعا در مقابلشون می ایسته.
اما اون چیزی که معمولا باعث این قبیل مشکلات میشه حتی در مواقعی که ۲ طرف انسانهای منطقی هستندحس شکاکی و عدم اعتماد به طرف مقابله که به نظر من یک نوع جنونه.البته باید بدونیم شکاکی خیلی فرق داره با اینکه شخص نگران از بعضی کارهای طرف مقابلش باشه.
علاقه باعث به وجود اومدن اعتماد نمیشه که اگه هم بشه کورکورانس ولی اعتماد میتونه علاقه رو در بر داشته باشه
اگه فرد از روی منطق طرف مقابلش رو انتخاب بکنه نه به خاطر خوشگلی یا خوش تیپی یا پول یا بچه معروف بودن طرف یا بچه معرف شدن به واسطه دوستی با فلان شخص مسلما این بحث اعتماد میتونه خیلی خوشبینانه در زندگیشون خودنمایی کنه.جدا از این موضوع بحث تفاوت فرهنگی و خانوادگی هم میتونه خیلی مشکل ساز باشه!
مسلما پسری که فلسفه آرایش رو نمیدونه و آرایش رو تنها دلیلی برای جلب توجه دیگران میدونه هیچ وقت نمیتونه با دختری رابطه داشته باشه که آرایش رو یکی از اصول انکار ناپذیر برای مرتب بودن میدونه .این که این شخص بگه آرایش نکن من دوست ندارم نمیتونه منطقی باشه و قابل اجرا!
هزاران مورد مثل این مسئله نمیتونه جزء بایدها و نبایدها باشه .
در مجموع باید بگم که این باید نباید ها باید در هر رابطه ای وجود داشته باشه ولی نکته طریقه استفاده از اینهاست همراه با منطق و دور از هر گونه شکاکی بچه گانه چرا که اگه هر کس قرار باشه سازه خودش رو بنوازه بهتره که خودش تنها و برای خودش بنوازه و کسی رو در این میان اسیر و دربند خودش نکنه.
تمام صحبتهای من هم مربوط به دخترها میشه هم پسرها پس یک وقت فکر نکنید من طرف دخترها رو گرفتم.
شاد باشید .   
لینک
|
نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1384ساعت 12:0 توسط امیر |
واسه یک دل یک دلبر بسه اگه دوتا بشه یکیش هوسه اگه دو سه بشه دنیا عبثه.
سلام خوبین؟
واقعا واسه یک دل یک دلبر بسه؟یا...........
البته خودمونیم این روزا ظرفیت دلا اینقدر زیاد شده که میتونن چند تا دلبر رو تو خودشون جا بدن.
درسته در مقابل این گروه هنوز دوستان پروانه ای هم هستند که خیانت تو مرامشون جا نداره و به عهدی
که بسن پایبندن اونم تا آخر خط .حالا آخر خط کجا باشه اون رو طرف مقابل تعیین میکنه. میگین چرا؟
چون اونا که از عشقشون دست نمیکشن حتما این جدایی رو طرف مقابل بهشون تحمیل میکنه البته خوشا به حال اونا که آخر خط رو هیچ وقت نمبینن.
شاید شنیده باشید عده ا ی میگن:بابا بگذار خوش باشیم این جواد بازیها چیه عاشق شدن و پایبند بودن وبه کسی دیگه نگاه نکردن و....دنیا ۲ روزه میخوایم لذتشو ببریم تازه ما که به کسی تعهد نداریم که بخوایم خودمون رو گیر بندازیم الان بهتره خوش باشیم.اگه امروز با این خوشیم دلیلی نداره فردامون رو هم باهاش بگذرونیم فردا هم میریم جایی و با کسی که بتونه روزمون رو شاد کنه این بازیها مال وقتی که متاهل شدیم بگذار این روزا حال کنیم تا فردا که رفتیم سر خونه زندگیمون عقده خیلی چیزا رو نداشته باشیم.
اما مقابل این گروه شاید عده زیادی باشند که با تعدد عشق حال نمیکنن وترجیح میدن که تمام احساسات فکر و وجودشون رو به تها یک نفر معطوف کنن البته اینکه چه نگرشی به رابطشون دارن خیلی مهمه که حتما به طور مفصل به زودی بهش اشاره خواهم کرد.
امابرگردیم به همون گروه اولیها که موضوع اصلی ما هستند.
به نظر شما داشتن چند gfیاbfدر یک زمان کلاس به حساب میاد؟ به آدم وجهه میبخشه یاقدرت به حساب میاد؟نه به خدا نه مگه دوست پیدا کردن کار سختیه؟مگه کاری ساده تر از این هم وجود داره؟مگه گول زدن یک نفر خیلی مشکله؟
آره اگه آدم بخواد یک شخص رو پیدا کنه از هر لحاظ مطلوبش باشه و خودش هم از سوی مقابل پذیرفته بشه بله کار سختیه و شاید حتی چند سال هم طول بکشه .ولی من به شما قول میدم که هر کدوم از ما اگه اراده کنیم میتونیم همین الان یک نفر رو برای خودمون دست و پا کنیم ولی کی و کجا و چطوری با چه خصوصیاتی دیگه اصلانباید برامون مهم باشه.
به نظر من چه دلیلی داره که آدم بخواد با چند نفررابطه داشته باشه!از نظر من برقراری ارتباط با چند نفر یک توهین و زیر پا گذاشتن ارزشهای انسانی واحساسات و عواطف به حساب میاد.چرا؟ چون فقط کافیه یکی از این دلبرها آدم احساسی باشه که از افکار طرف مقابل بی خبر باشه و با عشق به رابطه نگاه کنه ولی افسوس که عشقی در کار نیست و اگه هم باشه عشق نیست بلکه جنونه.
حالا از یک جنبه دیگه به قضیه نگاه کنیم!هر کسی بالاخره یک روزی عاشق میشه!درسته؟حالا فکرشو بکنین که این دوست ما که خودش در مقطعی از زمان با N نفر رابطه داشته و با احساساتشون بازی کرده بی خبر از همه جا دل به کسی ببنده با افکاری شبیه خودش و حالا که اون با عشق به قضیه نگاه میکنه ازسوی معشوق پوشالی به چشم یک وسیله برای خوشگذرانی دیده بشه .اونجاست که دل خیلی ها خنک میشه!مگه نه؟
وقتی از این افرد میپرسیم این همه میخوای برای چی؟ بادی به گلو میندازن و میگن لازمه فلانی جزوه های خوبی داره اونیکی هر وقت بهش بگم میاد بیرون اون جدیده هم خیلی باحاله کلی باهاش میشه خوش گذروندو............اما پس عشق کجاست چرا از عشق چیزی شنیده نمیشه؟خودتون قضاوت کنید.
سوءاستفاده تنها اسمیه که میشه به همچین روابطی نسبت داد.شاید با من موافق نباشید و معتقد به وجود علاقه در این روابط باشید اما من میگم عشق چیزی نیست که قابل تقسیم شدن بین چند نفر باشه . عشق اونه که شما خودتون رو به آب و آتش بزنید که برای طرف مقابل مثلا یک جزوه کامل پیدا کنید یا.....مطمئن باشید اگه کسی واقعا عاشق باشه هیچ توقعی از طرفش نداره بجز عاشق بودن و هیچ دلیلی برای عشقش نداره به جز عشق.
اما وای به حال اونا که هیچ قصدی در تعدد دلبر ندارن و مشکلشون نداشتن قدرت تصمیم گیریه در نتیجه مجبور به مخفیکاری میشن که آخر عاقبت این افراد هم که دیگه مشخصه ولی بدتر از اینها کسانی هستند که علاوه بر مشکل گروه اول از ثبات شخصیت بر خوردار نیستند و با هر لبخند یا هر صحبتی سه سوت عاشق میشن و حالا بیا درستش کن این افراد قطعا دچار کمبود های اساسی در زندگی هستند و بیشتر میشه بهشون گفت مریض تا عاشق.
من بازم میگم هر کس برای خودش افکاری داره که نه به من نه هیچ کس دیگه مربوط نیست من فقط نظر خودم رو گفتم ومیگم هیچ چیز تو دنیا زیبا تر از وفاداری نیست.چه خوبه با احترام گذاشتن به احساسات همدیگه هر روز معنی عشق رو از اون چیزی که هست سرختر آتشین تر پر بها تر و پر معناتر بکنیم. bye   
لینک
|
نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 5:37 توسط امیر |
سلام به دوستان گل
اول از همه کسانی که من رو با نظراتشون مورد لطف قرار دادن تشکر میکنم! مرسی دوستان.
آره اسم موضوع تکراریه ولی میخوام از یک دید نو بهش نگاه کنم .
در ضمن نوشته های من هم شامل آقایون میشه هم خانمها.
اولین سوالی که شاید بشه مطرح کرد اینه که آیابا مسنجر هم میشه عاشق شد؟
اول از هر چیز ما مجبوریم از یک مسئله مهم بگذریم واون اینه که اصلا رابطه دخترها و پسرها با هم درسته یا نه؟
البته بحث ما درمورد دوستیهای پاک بدون هیچ گونه حاشیه است!
ما الان به خوبی یا بدی این موضوع کاری نداریم می خوایم ببییم که آیا میشه رابطه ۲ نفر با نوشتن شروع بشه بعد کم کم voice وweb وtellوبعد .........؟
آیا درسته؟آیا میشه اعتماد کرد؟آیا با موقعیتهای دیگه که باعث آشنایی میشه فرق میکنه؟کدوم بهتره؟
گذشته از این حرفها فرد چتی از وجهه عمومی خوبی برخوردار نیست اینو هممون میدونیم.امکان نداره کسی در یک جمع عمومی عنوان کنه که چت میکنه و از این موضوع حرف بزنه!یا اگه هم بگه عنوان میکنه که قبلنا یک سری میزدیم ولی الان نه !چت مال بچه هاست.
گاها عنوان میشه که نهههههههههه مگه میشه با یک نفر تو چت دوست شد ؟خب وقتی با من چت میکنه معلوم با 100000000 نفر دیگه هم میچته !یا میگن یارو خیلی بدبخت که بخواد تو room یک نفر رو پیدا کنه حتما خیلی زشته یا بد تیپه که اومده اینجا ! روش نشده به کسی حرف دلشو بزنه یا کسی تحویلش نگرفته و...از این نوع حرفا .
اگه کسی بگه من باهاش تو چت آشنا شدم دیگران سریع واکنش نشون میدن که ای ی ی ی ی پس حتما دختر خوبی نیست,پسر خوبی نیست!ولی اگه بگه همکلاسیم تو دانشگاس یا همسایمونه اونوقت نوع واکنش به حد زیادی به سمت مثبت سمت وسو پیدا میکنه!
ولی مگه همکلاسیهای ما چت نمیکنن؟مگه همسایه ما چت نمکنه؟مگه دوست خانوادگی یا خواهر برادر ما و یا حتی خود ما گهگاهی سراغ مسنجر نمیریم؟آیا شخصیت و باطن فرد داخل چت و بیرون از چت با هم فرق میکنه؟پس این تفاوت در واکنش به چه دلیله؟
مگه خود ما آدمهای بدی هستیم که سراغ مسنجر رفتیم؟
آیا این امکان وجود نداره که شخصی که ما باهاش در چت آشنا شدیم رو در دانشگاه ببینیم و بی خبر از اینکه ایشون همون دوست چتی ماست یک دل نه صد دل عاشق طرف بشیم؟آیا شخصیت این فرد دائما در نوسانه و با چت کردن و دانشگاه اومدن بالا پایین میشه؟چطور وقتی که باهاش چت میکردیم حاظر به دوستی نبودیم ولی حالا میتونیم بهش فکر کنیم؟
عدهای میگن که چت یک سرگرمی که چند دقیقه ای از وقت روپر میکنه نه برای دوست پیدا کردن و ...ولی مگه اکثر دوستیها از همین تفریح ها شروع نمیشه؟گردش رفتن ها یا مهمانی رفتن ها یا .....
به نظر شما تو چت دوست پیدا کردن بهتره یا سوار ماشین بشی و بری تو خیابونا چراغ بزنی؟یا کیلومترها بیفتی دنباله یک نفر تا شاید بتونی بهش شماره بدی؟یا اتو بزنی؟ویا...
پس شاید بتونیم بگیم چت غیر منطقی ترین راه شروع یک رابطه نیست.
بله در محیط رومها افراد بد هم هستند این دیگه به خود فرد بر میگرده که چقدر از عقلش کمک بگیره تا اسیر این افراد نشه.
مسلما هر فرد در حین چت میتونه تا حدودی طرف مقابلش رو شناسایی کنه گذشه از افکار وعقاید طرف مقابل که ازصحبتها و موضوعات انتخابی طرف حاصل میشه , طریقه چت کردن هم میتونه در شناسایی شخص موثر باشه.مثلا تعداد offهایی که از طرف مقابل میگیریدیا سرعت فرد در پاسخگویی به شما در حین چت یا تعداد استفاده از buzz ویا وقت شناسی طرف در زمان قرار و....همه اینها میتونه به شما بگه که چقدر برای طرف مقابلتون ارزش دارین.
آیا اگه دونفر واقعا به چت کردن با هم عادت کنند وبعد از مدتی با دیدن هم از هم خوششون بیاد وبخوان خارج از اینترنت هم با هم باشن آیا عشقشون میتونه منطقی و با دوام باشه و مهمتر از همه پاک باشه؟
شما بگین من باز هم می تونم بگم ولی فکر کنم منظورم رو رسونده باشم .
از اینجا به بعد نوبت شماست.
شایداز نوشته های من این طور استنباط بشه که من میخواستم این رابطه رو توجیه کنم ولی من شخصا نه به دوستی چتی اعتقاد دارم نه اون رو رد می کنم .من فقط یک روند رو شرح دادم.
دلم میخواد شما هم نظر بدین شاید همین نوشته ها و نظرات شما گره گشای مشکل خیلی از ماها باشه .
پس plzجدی بگیرید و با نظرات عاشقانتون من روخوشحال کنید .
مرسی bye    
لینک
|
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 5:20 توسط امیر |
|